اميرمومنان علي (عليه‌السلام) :

أخبرنا أبو على إسماعيل ثنا أحمد ثنا عبد الرزاق أنا معمر حدثنى على بن زيد بن جدعان عن سعيد بن المسيب قال شهدت عليا رضى الله عنه وعثمان رضى الله عنه استبا بسباب ما سمعت أحدا استب بمثله ولو كنت محدثا به احدا لحدثتك به قال ثم نظرت إليهما يوما آخر فرأيتهما جالسين فى المسجد أحدهما يضحك إلى صاحبه.

الأمالي في آثار الصحابة  عبدالرزاق ج 1 ص 70 ش 91

از سعيد بن مسيب روايت شده است که روزی علی (عليه‌السلام) و عثمان را ديدم چنان به هم فحش می‌دادند که مانند آن را نشنيده بودم ؛ و اگر آنچه را بر زبان آوردند به کسی گفته بودم به تو نيز می‌گفتم ؛ سپس گفت : اما روزی ديگر آن دو را ديدم که در مسجد نشسته بودند و يکی به ديگري مي‌خنديد .

عائشه و حفصه همسران رسول خدا (صلى الله عليه وآله) :

ثم أقيمت الصلاة فتقدم عثمان فصلى فلما كبر قامت امرأة من حجرتها فقالت أيها الناس اسمعوا قال ثم تكلمت فذكرت رسول الله صلى الله عليه وسلم وما بعثه الله به ثم قالت تركتم أمر الله وخالفتم رسوله أو نحو هذا ثم صمتت فتكلمت أخرى مثل ذلك فإذا هي عائشة وحفصة قال فلما سلم عثمان أقبل على الناس فقال إن هاتان الفتانتان فتنتا الناس في صلاتهم وإلا تنتهيان أو لاسبنكما ما حل لي السباب ...

الجامع معمر بن راشد  ج 11   ص 355 -مصنف عبد الرزاق  ج 11   ص 356

نماز برپا شد و عثمان جلو رفته و تکبير گفت ؛ در اين هنگام زنی از حجره خويش ايستاده و گفت : ای مردم بشنويد و سپس در مورد رسول خدا (صلى الله عليه وآله) سخن گفته و گفت اوامر رسول خدا (صلى الله عليه وآله) را ترک کرديد و با وی مخالفت کرديد و... سپس سکوت کرد ؛ سپس ديگری ايستاده و همين سخنان را گفت ؛ و آن دو زن عائشه و حفصه بودند ؛ وقتی که عثمان سلام نماز را داد گفت : اين دو زن فتنه‌گر  مردم را در نماز به فتنه انداختند و اگر از اين کار دست برندارند هر دشنامی که به ذهنم برسد به ايشان خواهم داد !!!